دوازده مقوله محض فاهمه کانت
📏 کمیت (Quantity)
۱. وحدت (Unity)
یکپارچهسازی کثرت حسی
۲. کثرت (Plurality)
دیدن واحد در مجموعه
۳. تمامیت (Totality)
در نظر گرفتن کل
🎨 کیفیت (Quality)
۱. ایجاب (Reality)
تأیید وجود پدیده
۲. سلب (Negation)
شناخت از طریق نبودن
۳. عدول (Limitation)
تعیین محدودیتها
🔗 نسبت (Relation)
۱. جوهر و عرض
ارتباط موضوع و محمول
۲. علت و معلول
رابطه علیت
۳. مشارکت و تبادل
پیوند بین پدیدهها
⚡ جهت (Modality)
۱. امکان و عدم امکان
ممکن بودن وقوع
۲. وجود و عدم
تحقق در واقعیت
۳. ضرورت و امکان
شرایط لازم
کاتگوریها در فلسفه کانت: مفهومهای ناب فهم
امانوئل کانت در اثر اصلی خود، سنجش خرد ناب، جدول کاتگوریها یا
مفهومهای ناب فهم (pure concepts of the understanding) را معرفی
میکند...
امانوئل کانت در اثر اصلی خود، سنجش خرد ناب، جدول کاتگوریها یا
مفهومهای ناب فهم (pure concepts of the understanding) را معرفی
میکند. این مفهومها بر خلاف مفهومهای آروینی (empirical concepts) (که
از تجربه به دست میآیند) ناب و پیشین (a priori) هستند. کانت معتقد است
این مفهومها برای امکانپذیری تجربه (experience) و شناخت (cognition)
عینی ضروری هستند.
کاتگوریها در واقع صورتها یا قالبهایی هستند که فهم (understanding)
ما به واسطه آنها کثرت (plurality) سهش حسی (sensible intuition)
(دادههای خام حس) را همنهادی (synthesis) کرده و به شناخت از برون
آختهها (objects) تبدیل میکند. این کاتگوریها مستقیماً به پدیدهها
(phenomena) (اشیاء آنگونه که بر ما ظاهر میشوند) اطلاق میشوند، نه به
چیز فی نفسه (thing in itself) یا ذاتهای معقول (noumena).
کانت جدول کاتگوریها را از جدول صورتهای منطقی داوریها (judgments)
استخراج میکند، زیرا معتقد است همان کارکرد فهم که در داوریها واحدها
را به هم ربط میدهد (کارکرد منطقی)، در کاتگوریها کثرت سهش را به یک
برون آخته مرتبط میکند (کارکرد واقعی یا ترافرازنده).
جدول کاتگوریهای فهم ناب:
کانت کاتگوریها را ذیل چهار عنوان اصلی و هر عنوان شامل سه کاتگوری فرعی
(در مجموع دوازده کاتگوری) سازماندهی میکند:
۱. کمیت (Quantity): مربوط به اندازه و تعداد
- یگانگی (Unity)
- کثرت (Plurality)
- تمامی (Totality / Completeness)
این کاتگوریها امکان شمارش و اندازهگیری برون آختهها را فراهم
میکنند.
۲. کیفیت (Quality): مربوط به خصوصیات وجودی یا عدمی
- واقعیت (Reality / Actuality): وجود یک ویژگی مثبت.
- نایش / سلب (Negation): عدم وجود یک ویژگی.
-
کرانمند ساختن (Limitation): ترکیب واقعیت و سلب (چیزی هست تا حدی
خاص).
این کاتگوریها امکان اندیشیدن درباره وجود یا عدم وجود خصوصیات در برون
آختهها را فراهم میکنند.
۳. نسبت (Relation): مربوط به ارتباطات بین برون آختهها
-
گوهر و عَرَض / پایندگی و عَرَضها (Substance and Accident /
Substantiality and Accident): تصور برون آخته به عنوان چیزی پاینده
(persistent) که خصوصیات آن تغییر میکنند.
-
علیت و وابستگی (Causality and Dependence): تصور ارتباط علت و معلولی
بین برون آختهها.
-
همنشینی (Community / Reciprocity): تصور کنش متقابل بین برون آختهها.
این کاتگوریها امکان اندیشیدن درباره روابط ساختاری بین برون آختهها را
فراهم میکنند، مانند این که چیزی گوهر یک ویژگی است یا معلول چیزی دیگر.
۴. جهت (Modality): مربوط به نحوه وجود برون آختهها از نظر فهم
-
امکان / امکان ناپذیری (Possibility / Impossibility): چیزی ممکن است
یا نه.
-
واقعیت / واقعیت ناپذیری (Actuality / Non-actuality): چیزی در واقع
وجود دارد یا نه.
-
ضرورت / اتفاقی (Necessity / Contingency) (اصطلاح "ضرورت" مستقیماً در
واژهنامه برای این کاتگوری نیامده، اما مفهوم آن با "یقینی" و
"هستومند مطلقاً ضروری" مرتبط است): چیزی باید وجود داشته باشد یا
وجودش اتفاقی است.
این کاتگوریها نحوه ارتباط برون آخته با شناخت و تجربه را بیان میکنند،
نه خصوصیتی در خود برون آخته.
کارکرد و مثالها:
کاتگوریها ابزارهایی هستند که به فهم اجازه میدهند دادههای حسی را به
روشی ساختارمند همنهادی کند تا داوریهای عینی درباره برون آختهها شکل
گیرد.
-
کمیت: برای مثال، وقتی تعداد مشخصی نقطه را میبینیم
(کثرت در سهش)، با استفاده از کاتگوریهای کمیت، میتوانیم آنها را
بشماریم و به عنوان یک یگانگی (مجموع پنج نقطه) درک کنیم. شماره
(schema) یک روش برای نمایش این کمیت تحت یک مفهوم است، مانند تصویر
پنج نقطه یا مفهوم کلی عدد پنج. مثال هندسه نیز به این دسته مرتبط است.
-
کیفیت: وقتی یک سیب را میبینیم، میتوانیم بر اساس
کاتگوریهای کیفیت، آن را قرمز بدانیم (واقعیت رنگ قرمز)، نپخته بدانیم
(نایش/سلب پختگی)، یا وزن مشخصی برای آن در نظر بگیریم (کرانمند ساختن
از نظر وزن).
-
نسبت: وقتی یک توپ در حال افتادن را میبینیم، از
کاتگوری علیت و وابستگی استفاده میکنیم تا سقوط آن را معلول نیروی
گرانش بدانیم. وقتی درباره خواص آب صحبت میکنیم، آب را به عنوان گوهر
و خصوصیاتش (مانند مایع بودن در دمای اتاق) را به عنوان عَرَض آن تصور
میکنیم.
-
جهت: کاتگوریهای جهت بیشتر در زمینه اصول عملی
(practical principles) و اخلاق (moral) در سنجش خرد عملی کانت روشن
میشوند.
مقایسه با کاتگوریهای ارسطو:
کانت اذعان داشت که جدول کاتگوریهای او تا حدی از فهرست کاتگوریهای
ارسطو الهام گرفته است، اما تفاوتهای اساسی وجود دارد:
-
مبنای استخراج: کانت کاتگوریهای خود را به طور
نظاممند از صورتهای منطقی داوری استخراج میکند، در حالی که فهرست
ارسطو بیشتر به نظر میرسد فهرستی از انواع مختلف موجودیت باشد که از
تحلیل زبان طبیعی به دست آمده است.
-
کارکرد: کاتگوریهای کانت ترافرازنده
(transcendental) هستند؛ یعنی شرایط پیشین امکان تجربه عینی و شناخت از
پدیدهها را فراهم میکنند.
-
قلمرو اطلاق: کاتگوریهای کانت فقط به پدیدهها اطلاق
میشوند، نه چیز فی نفسه. کاتگوریهای ارسطو به موجودیتها به طور کلی
اطلاق میشوند.
چارت کامل کاتگوریهای فهم ناب:
| عنوان اصلی |
کاتگوریهای فرعی |
| کمیت |
یگانگی |
| کثرت |
| تمامی |
| کیفیت |
واقعیت |
| نایش / سلب |
| کرانمند ساختن |
| نسبت |
گوهر و عَرَض / پایندگی و عَرَضها |
| علیت و وابستگی |
| همنشینی |
| جهت |
امکان / امکان ناپذیری |
| واقعیت / واقعیت ناپذیری |
| ضرورت / اتفاقی |