
حسها در گذرند و چیز زیادی به دست نمیآورم در دام کلمات. سالگرد کشته شدگان پارسال است و آبان ۹۸ البته. دلخراش و مهیب است هنوز. به شکست فکر میکنم. دوست پسر سارا آن آقایی که کارهای بود در سازمان فلان و مدیر و اینها شبی مه دور هم جمع شده بودیم فکر میکنم پارسال بود، گفت نمیگذارند. آن موقع گوشم پر بود از اسن حرفها و به حقیقتش چندان فکر نمیکردم. به نظر نیرسد حال مرتب واضحتر میشود داستان. از بیرون قطعا تاممکن است. به زمانی فکر میکنم که پیش از جنبش و زمان کتلت دن آن انگل سربار طرفداران فرقه آدمخوار بر طبل شادانه میکوبیدند که محور مقاومت شکل گرفت. چین روسیه و ایران. هر چند ایران این وسط وصلهای ناجور است اما موضوع قدرتهای اتمی که تصمیم میگیرند یک کشور را پیش بیندازند برای برعهده گرفتن بی جیره و مواجب کثافتکاریهایشان برای در دست گرفتن سهمی هر چند ناچیز از قدرت، در میان است و به نظر نیرسد کار از کار گذشته. قدرتهای اتمی علیه یکدیگر وارد هیچ عمل مستقیم نمیشوند. دوران جنگهای رودررو و رویارویی ابرقدرتها مدتهاست گذشته. با ورود بمب اتم به معادلات موضوع آنالوگ جنگ در جهانهای پیشین به وضعیتی دیجیتال بدل میشود. همه یا هیچ. جنگی اگر رودررو شود اتقراضی رخ خواهد داد. هر چند که همین الان هم با سرعتی مهیب به لحاظ زیست محیطی در حال رخ دادن است به خصوص اینجا- هنوز هوا آنچنان که نیمه پاییز باشد سرد نشده و تازه رو به اعتدالی بهاریست- اما خوب سیاست چیزی در باب بقاست نه آینده نگری که گذر کردن و سرپوش نهادن بر مسائلی مهیب است که هزینهاش کشتار آدمهاست، این است که به نظر میرسد از بیرون هیچ چیز تغییر نخواهد کرد. این حالا واضح است. اما از درون چطور؟ در برابر یک دولت که در بدترین حالت هم پولی برای بقا به دست خواهد رسید آنهم دولتی که دقیقاً صرفا سک فرقه است و هر روز بیشتر فرقه بودنش تثبیت شدن در خصوصیترین لحظههای زندگی ما چهره کریهش را نشان میدهد، شانسی نخواهیم داشت. روابطش را هر روز یکسویه تر میکند و هر زور عریانتر. قابل قیاس با هیچ دورهای یا دورانی نیست این کثافت. اما شکست وقتی زندگیت در جنگ گذشته یا اصلا نجنگیدهای بی معناست. جنگیدن علیه قدرت نیز به وضعیتی دیجیتال همه یا هیچ بدل شده. یا دائم در حال جنگی یا اصلأ نمیجنگی. و دائم در حال جنگ به معنای جنگیدن در تمام ساعات و دقایق و ثانیههای زندگی است. همچنانکه آنطور که واضح است کل دوران زندگی اغلب قریب یه اتفاق ملت ایرانی است تا آنجا که من در ۴۳ سال زندگی دیدهام. در چنین وضعی شکست بی معناست. پیروزی نیز. قطعیتی ندارند هیچکدام. هر چه بدست آوردی زا تا مدتی که میتوانی خفظ میکنی و تعداد مسیر را تثبیت کرده یا سست آماده تسخیر و تثبیت برای دشمن، رها میکند.
