یادداشت ۲۵ آذر

ترجمه مقاله‌ای که همین امروز در صفحه اول سایت انگلیسی اکونومیک منتشر شده را اول می‌آورم. آنچه به نظر می‌رسد بیشتر از آنچه تیتر نشان می‌دهد توصیه هایی داهیانه باشد به رژیم برای پایدار ماندن در حیطه تهدیدات.
آدرس مقاله که باید با وی پی ان باز شود:
https://www.economist.com/leaders/2023/12/14/irans-regime-is-weaker-than-it-looks-and-therefore-more-pliable

دوازده ماه پیش ایران در اثر اعتراضاتی که بر سر مرگ در بازداشت یک زن جوان که به خاطر نمایان کردن موهایش دستگیر شده بود، به وجود آمده بود، متزلزل شده بود. رژیم تئوکراتیک آن روز به روز منزوی‌تر می‌شد، در حالی که کشورهای عربی روابط نزدیک‌تری با دشمنش، اسرائیل، برقرار می‌کردند. اقتصاد در وضعیت اسفناکی به سر می‌برد که بر خشم مردم نسبت به رهبر عالی‌رتبهٔ پیر ایران و رئیس‌جمهور ناکارآمدش می‌افزود. جمهوری اسلامی دهه‌ها چنین آسیب‌پذیر به نظر نمی‌رسید.

از بسیاری جهات، موقعیت ایران امروز قوی‌تر به نظر می‌رسد. از هفتم اکتبر نیروهای وابسته به ایران با اسرائیل می‌جنگند و نیروهای آمریکایی را در سوریه و عراق مورد حمله قرار می‌دهند. با این حال، رژیم موفق شده است تا آشتی اخیر خود با عربستان را حفظ کند، و آشتی عربستان با اسرائیل حداقل اکنون معلق شده است. ایران روابط خود را با روسیه از طریق فروش پهپاد عمیق‌تر کرده است. و درحالیکه ایران به داشتن سلاح هسته‌ای نزدیک‌تر می‌شود و اورانیوم بیشتری را تا خلوص ۶۰ درصد غنی می‌کند، آمریکا اجرای تحریم‌های نفتی خود را کاهش داده است. ایران اکنون بیش از ۳٫۴ میلیون بشکه در روز تولید نفت دارد که بالاترین رقم در پنج سال اخیر است.

اما اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، ضعف‌های ایران آشکار است. اگرچه نیروهای وابسته به آن برای دفاع از حماس در غزه به نبرد پیوسته‌اند، تلاش‌های آنها نیم‌بند بوده است. آمریکا با ارسال دو گروه ناو حامل هواپیماهای جنگنده به خاورمیانه ایران را محدود کرده است. به نظر می‌رسد این امر ایران را از تشدید جنگ در غزه بازداشته است. ایران می‌داند که هر چیزی بیش از حملات نمادین به اسرائیل می‌تواند منجر به واکنشی مخرب شود. رهبران حماس از حمایت نیم‌بند تهران شکایت دارند. انریکه مورا، نماینده اتحادیه اروپا در امور ایران می‌گوید: «یا باید آبرویش از دست برود یا بازوی عملیاتی که آنها تصمیم گرفتند آبروی خود را از دست بدهند.»

اقتصاد ایران هم بدتر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد. ایران نفت بیشتری تولید می‌کند، اما عواید حاصل از فروش آن اغلب در خارج از کشور مسدود می‌شود. ریال ۲۵ درصد نسبت به یک سال پیش ضعیف‌تر شده است. تورم همچنان بالای ۴۰ درصد است. روسیه – و چین نیز- نمی‌تواند سرمایه‌گذاری چندانی انجام دهد، اگر هم بتواند تا زمانی‌که ایران تحت تحریم‌های آمریکا است، سرمایه‌گذاری نخواهد کرد. علی خامنه‌ای، رهبر عالی‌رتبه، ۸۴ سال دارد. مساله جانشینی او امری خطیر است: کاندیداهای بالقوه یا نامحبوبند یا ناتوان یا هر دو. یک تحلیل‌گر ایرانی می‌گوید: «ازبیرون فکر می‌کنید آنها در این مورد نگرانی چندانی ندارند، اما مشخصاً عمیقاً نگران هستند.»

این واقعیت باید در سیاست آمریکا دخیل باشد. برخی می‌خواهند جو بایدن، رئیس‌جمهوری آمریکا، در سال ۲۰۲۴ تلاش کند تا توافق هسته‌ای متروکه را احیا نماید. اما ایران با رئیس‌جمهوری که به زودی ممکن است توسط دونالد ترامپ جایگزین شود، معامله‌ای بزرگ انجام نخواهد داد. به جای آن، آمریکا باید به تمرکز بر کاهش تنش‌ها ادامه دهد. این به معنای صرف ادامه نمایش قدرت است. آمریکا باید فشار نظامی بر ایران و نیروهای وابسته به آن را حفظ کند و ائتلاف بین‌المللی برای بازداشتن حوثی‌های یمن از حملات بیشتر به کشتی‌های تجاری در دریای سرخ را تشکیل دهد (گفته می‌شود مذاکراتی در این باره در جریان است).

در عین حال، آمریکا باید مذاکرات غیرمستقیم با ایران را از سر بگیرد. آمریکا باید بر ثبات منطقه‌ای تمرکز کند و برای توافقی که به موجب آن حزب‌الله نیروهای خود را به شمال رودخانه لیتانی در لبنان منتقل کند و بدین ترتیب از بروز جنگی بزرگ‌تر با اسرائیل جلوگیری شود، تلاش نماید. این می‌تواند نقطه شروعی برای مذاکرات گسترده‌تر باشد. آقای بایدن باید از بازگشت به سیاست «فشار حداکثری» ناموفق پیشین خودداری کند و در برابر، توافقی که هم برنامه هسته‌ای ایران و هم دخالت منطقه‌ای آن را محدود می‌کند، را در نظر داشته باشد.

ایران در مقابل یک انتخاب دارد. گروه‌های وابسته به آن در کشورهای دیگر اکنون منافع خود ایران را تهدید می‌کنند. آنها تلاش‌ برای کاهش تنش‌ها را به مخاطره انداخته‌اند. همچنین آنها باعث از دست رفتن ۶ میلیارد دلار درآمدهای مسدودشده نفتی ایران شده‌اند که قرار بود پس از مبادله زندانیان با آمریکا تنها چند هفته پیش از هفتم اکتبر آزاد شود. آمریکا حتی تهدید کرده است که اگر ایران حزب‌الله را مهار نکند، به‌طور مستقیم به ایران حمله خواهد کرد. به جای دور نگه داشتن درگیری از مرزهای ایران، همان‌طور که متداول نیروهای نیابتی است، نیروهای وابسته اکنون خود خطر آوردن درگیری به ایران را باعث شده‌اند.

مردم ایران بی‌قرارند. گذار دشواری در پیش است. رژیم، همانند همیشه، بیش از هر چیز به ثبات خود می‌اندیشد که با اعتدال بخشیدن به میل انقلابی خود در خارج از کشور بهتر تأمین می‌شود. اینکه این امر برای همسایگان آن نیز آرامش‌بخش خواهد بود، بدیهی است.