امروز یک روز پیش از تعطیلی روز یکشنبه است. مترو صبح خلوت بود خوشبختانه و دیشب را به سختی خوابدم به علت سردرد میگرنی شبانه که باعث شد صبح نیز ادامه یابد بعد از بیدار شدن. فضا عجیب است. از مصادیق آن چیزی حتی به خود نمیگویم. فقط به یاد میسپارم همیشه مسیری برای بیرون رفتن میتوان یافت. به قول دوستی از ما گذشته مال آدمهای مرده است. هر چند همین که گفته میشود خود نشان آن است که چیزی برای یادگیری و جدی گرفتن در خود دارد. میشود سر را زیر انداخت و پیش رفت اما هیچ چیز به این سادگی نیست. مسیر بیرون رفتن لای انواع آلودگی و غبار پیدا نیست.
این روزها فایل صوتی کتاب گروگانگیری خمینی در آوای بوف نوشته #رابرت_دریفوس را گوش میدهم که فارغ از ارزش گذاری جذاب و آموزنده است. سرویس اطلاعاتی انگلیس یا ملکه. در کتاب چگونه اروپا جهان را تسخیر کرد، نوشته آقای هافمن درباره روند استعماری بریتانیا بحث شده و اینکه چگونه اینگونه استعمار به لحاظ اقتصادی هیچ آوردهای برای مردم بریتانیا نداشته و تمام آوردههای آن دربست در اختیار. طبقه الیت بریتانیا بوده و چگونه این روند در نابودی کشورهای مستعمره در زمان کنونی نقش انکار ناپذیر داشته. استدلالها و آمارها به حد خوبی قابل اعتماد است.
هوا اما همچنان هم آلوده است. به هر حال وقتی هیچ پلانی برای آینده نداری میتوان به بداهه کاری چسبید و هر لحظه به هر طرف که شد چرخید. اینها البته نسبتی با تعقل و خلاقیت و این چیزها ندارد و روندی جنگلی محسوب میود. هر چند عهد کرده بودم و عقلانی هم باید همینطور باشد که تا راه فراری نمیشناسم، مسیری برای آزادی، درباره مسأله چیزی ننویسم اینجا اما به نظر میرسد دارم مدام همین کار را میکنم.
چند روز پیش کسی جایی کفته بود تا پنج سال دیگر شغلی به نام برنامه تویس وجود نخواهد داشت و استنادش به این نکته بود که همین الان نزدیک ۴۰ درصد از کدهای موجود روی گیتهاب نوشته هوش مصنوعی است. استدلالهایی جهت رد این ادعا آورده شد که با کمال تعجب هیچکدام قانع کننده نبودند. به هر حال حتی در مقام توسعه دهنده هوش مصنوعی او خود توسعه خود را میتواند به عهده بگیرد. به هر حال پیشبینی هایی از حدود ۴۰ سال پیش برای این روز انجام شده بود. یکی از جالبترین این تحقیقات به سفارش شرکت BMW انجام شده بود. هر چند نسبت به آنچه امروز در حال رخ دادن است خوشبینانهتر بودند. حالا اما ندیدهام جایی از این نوع پیشبینیها. مسأله بارآوری کار البته همچنان مسأله است. که در مقام برداشتی عملگرایانه راه حلی برای من نوعی محسوب نمیشود. توسعه هوش مصنوعی اما نمیتواند تپسط خود اپ اتجام شود چون او یعنی هوش مصنوعی یکی نیست و قرار هم نیست باشد. مدلهای بزرگ زبانی همچنان با یکدیگر در رقابتند و در کنار آنها مدلهای کوچک با منابع بسیار گمتر نیز در حال توسعه هستند. پیشبینی این روند اما بدون بودن درون روند حوادث ممکن نیست و آینده مورد انتظار نیز نمیتواند حتی برای دقیقترین و پر منبعترین تحلیلها بیشتر از یک تا دو ماه باشد. پنج سال زنانی طولانی است برای چنین پیشبینی. به هر حال اگر مردم در کشورهای پیشرفته علیه این روند بایستند در نهایت میتوانند پشت مرزهای بسته چنین کنند که در کوتاه مدت نتیجه بزرگ شدن ایدههای ضد مهاجرتی خواهد بود و در بلند مدت رفتن همگان به سوی فضایی یکپارچهتر شده و رونمایی از یک هوش مصنوعی ورای همه آنها خواهد بود. کوتاه مدت آن همین الان در حال رخ دادن است. بیکاری گسترده و ناآرامیهای سیاسی و احتمالا یکنوع جنگ جهانی. عقل سلیم جهانی پشت چنین روندی چندان کارایی نخواهد داشت. برای من و امثال من در خاورمیانه رفتن به سوی گریز از این مناطق و رفتن پشت سنگر مناطقی دیگر یک راه است و دیگر اینکه ما تیز سنگرهایی بسازیم که چندان واقعی نیست.