آلبرشت وِلمر
آلبرشت وِلمر (۱۹۳۳-۲۰۱۸ {۱۳۹۷-۱۳۱۲}) فیلسوف آلمانی بود که مشارکتهای قابل توجهی در فلسفه علوم اجتماعی، اخلاق و زیباییشناسی داشت. او یکی از چهرههای برجسته در سنت نظریه انتقادی بود و آثارش در طیف گستردهای از رشتهها، از جمله جامعهشناسی، علوم سیاسی و نقد ادبی، تأثیرگذار بوده است.
وِلمر در سال ۱۹۳۳(یکشنبه ، ۱۸ تیر ۱۳۱۲) در برگکیرشن آلمان به دنیا آمد. او ریاضیات و فیزیک را در دانشگاه برلین، سپس فلسفه و جامعهشناسی را در دانشگاه هایدلبرگ و دانشگاه فرانکفورت تحصیل کرد. در سال ۱۹۶۶(۱۳۴۵)، دستیار یورگن هابرماس در دانشگاه فرانکفورت شد. او بعدها استاد دانشگاه کنستانتس و دانشگاه فرای برلین شد.
آثار وِلمر به دلیل تعامل انتقادیاش با آثار دیگر فیلسوفان، از جمله ماکس وبر، تئودور آدورنو و یورگن هابرماس، شناخته میشود. او به ویژه به رابطه بین نظریه و عمل و به روشهایی که فلسفه میتواند به رهایی بشریت کمک کند، علاقهمند بود.
یکی از مهمترین مشارکتهای وِلمر تحلیل او از رابطه بین مدرنیته و نقد است. در کتاب «پایداری مدرنیته» (۱۳۷۰~)(۱۹۹۱)، وِلمر استدلال میکند که مدرنیته پروژهای تمام شده نیست، بلکه فرآیندی مداوم از مبارزه و تحول است. او همچنین استدلال میکند که نقد مدرنیته ضروری است، زیرا به ما امکان میدهد تا ستمهای سیستماتیک و تناقضات جامعه خود را شناسایی و به چالش بکشیم.
یکی دیگر از مشارکتهای مهم وِلمر، کار او در زمینه اخلاق ارتباطی است. در کتاب «اخلاق و دیالوگ» (۵ اسفند ۱۳۶۴)(۱۹۸۶)، وِلمر استدلال میکند که هنجارهای اخلاقی صرفاً حقایق عینی نیستند، بلکه نتیجه گفتمان و تأمل عقلانی هستند. او همچنین استدلال میکند که هدف اخلاق، ایجاد جامعهای است که در آن همه افراد بتوانند آزادانه و برابر در ارتباط شرکت کنند.
آلبرشت ولمر، وارث مکتب فرانکفورت
او مسافر پژوهشی در قلمرو فلسفه زبان و موسیقی نو بود. آلبرشت ولمر در ۸۵ سالگی درگذشت.
از نظر فلسفی، او از چهرههای برجستهای بود که تلاش میکردند میراث مکتب فرانکفورت را زنده نگه دارند – البته با آگاهی از اینکه چه جریانهای متعددی تحت این عنوان گرد آمدهاند. آلبرشت ولمر که در سال ۱۹۳۳ در برگکیرش آلمان به دنیا آمده بود، نزد تئودور آدورنو تحصیل کرده بود اما از همان ابتدا تلاش کرد تا شعاع نظریه انتقادی را تا حد ممکن گسترده کند. او در پایاننامه دکتری خود با عقلگرایی انتقادی کارل پوپر که آدورنو پیش از این در مناظره پوزیتیویسم با او روبرو شده بود، سر و کار داشت.
او عرصه فعالیت اصلی خود را در مرز میان فلسفه زبان و نظریه علم یافت. به عنوان یک ریاضیدان و فیزیکدان، پرسشهای مربوطه برای او آشنا بودند. بعدها، همانطور که خودش یک بار نوشت، در پی «نقطه رهایی مشترک نقد متافیزیک آدورنو، ویتگنشتاین و هایدگر» بود. از سال ۱۹۸۰ تا بازنشستگیاش، او یازده سال در دانشگاه آزاد برلین تدریس کرد. در سال ۲۰۰۶ جایزه آدورنو شهر فرانکفورت را دریافت کرد. با آخرین کتابش «کوششی در باب موسیقی و زبان» (۲۰۰۹) به عشق قدیمیاش بازگشت: با بالاترین شور اخلاقی تلاش کرد تا به موسیقی نو شکل زبانیاش را نشان دهد.
ولمر در سال ۱۹۵۳ دیپلم دبیرستان زبانهای کلاسیک در میندن را گرفت. او از ۱۹۵۴ تا ۱۹۶۱ در برلین و کیل ریاضیات و فیزیک (موقتاً موسیقی) خواند و در ۱۹۶۱ امتحان دولتی ریاضیات و فیزیک را در دانشگاه کیل گذراند.
از ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶ او در هایدلبرگ و فرانکفورت فلسفه و جامعهشناسی خواند و در ۱۹۶۶ با پایاننامه دکتری با عنوان «متدولوژی به عنوان تئوری شناخت. درباره نظریه علم کارل پوپر» در رشته فلسفه فارغالتحصیل شد. در سالهای ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۰ ولمر دستیار یورگن هابرماس در سمینار فلسفه دانشگاه فرانکفورت بود. در ۱۹۷۱ او با نگارش «تبیین و علیت: نقد الگوی تبیین همپل-اوپنهایم» در رشته فلسفه در دانشگاه فرانکفورت استادیار شد.
در دهه ۱۹۷۰ ولمر به عنوان استادیار در مؤسسه مطالعات آموزشی انتاریو (عضو هیئت علمی دانشگاه تورنتو، ۱۹۷۰-۱۹۷۲) و در مدرسه جدید تحقیقات اجتماعی در نیویورک (۱۹۷۲-۱۹۷۵) فعالیت کرد. او در همان سالها ۱۹۷۳-۱۹۷۴ همکار مؤسسه ماکس پلانک برای مطالعه شرایط زندگی در دنیای علمی-فنی در اشتارنبرگ بود.
از ۱۹۷۴ تا ۱۹۹۰ ولمر استاد فلسفه در دانشگاه کنستانس بود. از ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۷ استاد در مدرسه جدید تحقیقات اجتماعی در نیویورک و از ۱۹۹۰ استاد معمولی فلسفه (کرسی زیباییشناسی، هرمنوتیک و علوم انسانی) در دانشگاه آزاد برلین بود. او از سپتامبر ۲۰۰۱ بازنشسته شد.
استاد مدعو: هاورفورد (آمریکا)، استونی بروک (آمریکا)، کالج بینالمللی فلسفه (پاریس، ۱۹۸۸)، مدرسه جدید تحقیقات اجتماعی (نیویورک، ۱۹۹۵)، دانشگاه آمستردام (۱۹۹۶).
آثار وِلمر تأثیر قابل توجهی بر فلسفه و نظریه اجتماعی معاصر داشته است. بینشهای او در مورد ماهیت مدرنیته، نقد و اخلاق ارتباطی همچنان امروز نیز مرتبط هستند.
برخی از مهمترین آثار وِلمر :
-
- ۱۹۶۷ – متدولوژی به عنوان نظریه شناخت
- ۱۹۶۹ – نظریه انتقادی جامعه و پوزیتیویسم
- ۱۹۸۵ – در باب دیالکتیک مدرنیته و پسامدرنیته. ISBN 3-518-28132-1
- ۱۹۸۶ – اخلاق و گفتگو. ISBN 3-518-28178-X
- ۱۹۹۳ – پایان بازیها. مدرنیته آشتیناپذیر. ISBN 3-518-28695-1
- ۲۰۰۴ – فلسفه زبان. ISBN 3-518-29292-7
- ۲۰۰۷ – چگونه کلمات معنا میسازند. ISBN 978-3-518-29452-9
- ۲۰۰۹ – کوششی در باب موسیقی و زبان. انتشارات سی. هانسر. ISBN 978-3-446-23288-4
خواندن آثار وِلمر برای هر کسی که به فلسفه علوم اجتماعی، اخلاق یا زیباییشناسی علاقهمند است، ضروری است. بینشهای او چالشبرانگیز بوده و دیدگاه منحصربهفردی از چالشها و امکانات در زمان به ما ارائه میدهند.
صفحه ویکیپدیا: https://de.wikipedia.org/wiki/Albrecht_Wellmer
