فردریش کامبارتل(Friedrich Kambartel)

فردریش کامبارتل (Friedrich Kambartel)

  • متولد: ۱۷ فوریه ۱۹۳۵ (۲۶ بهمن ۱۳۱۳)
  • درگذشت:  ۲۵ آپریل ۲۰۲۲ (۵ اردیبهشت ۱۴۰۱)

فردریش کامبارتل فیلسوف آلمانی بود که در زمینه‌های فلسفه زبان، فلسفه علوم طبیعی و فلسفه ذهن فعالیت می‌کرد. او همچنین به منطق، نظریه عمل، اخلاق و فلسفه اقتصاد نیز کمک کرد.

کامبارتل در ۱۷ فوریه ۱۹۳۵ در مونستر آلمان متولد شد. او فیزیک، ریاضیات و فلسفه را در دانشگاه مونستر خواند و در آنجا پس از دریافت دکترای خود (در ریاضیات) و «habilitation»، صلاحیت تدریس پس از دکترا (در فلسفه) را دریافت کرد. در سال ۱۹۶۶ به عنوان استاد فلسفه در دانشگاه کنستانس منصوب شد، جایی که در تبدیل آن به یک دانشگاه اصلاحی («هاروارد کوچک در دریاچه کنستانس») نقش فعال داشت. کامبارتل ارتباط نزدیکی با مکتب ارلانگن در فلسفه سازنده علم داشت. او از سال ۱۹۹۳ تا زمان بازنشستگی در سال ۲۰۰۰ در فرانکفورت آم ماین تدریس کرد. او در ۱۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۱ در کنستانس درگذشت.

آثار مهم کامبارتل عبارتند از

پایان‌نامه habilitatio Erfahrung und Struktur («تجربه و ساختار») که در سال ۱۹۶۸ توسط Suhrkamp منتشر شد،

و همچنین سه مجموعه

Theorie und Begründung (۱۹۷۸، «نظریه و توجیه»)،

Philosophie der humanen Welt (۱۹۸۹، «فلسفه جهان بشری»)

و Philosophie und Politische Ökonomie (۱۹۹۸، «فلسفه و اقتصاد سیاسی»).

کار فلسفی کامبارتل گسترده و متنوع است. با این حال، دو اصل عمده در سراسر آن وجود دارد – از یک سو، اولویت عقل عملی (پراگماتیسم او) و از سوی دیگر، مفهوم عقل به عنوان فرهنگ (ضد فرمالیسم او).[۱]

اصل اول، مشارکت‌های او را در فلسفه‌های علم، ذهن و عمل را شکل می‌دهد. اگر عمل و عقل عملی بر تفکر و عقل نظری مقدم می‌شدند و اگر دومی تنها بر اساس اولی امکان‌پذیر بود در این صورت نتایجی که مثلاً توسط علوم اعصاب به دست می‌آمد، هرگز نمی‌توانست نشان دهد که انسان پس از این همه به مفهوم آمده و به لحاظ مفهومی نمی‌تواند واقعاً آزاد عمل کند.

اصل دوم تا انتشار  آثار بعدی او به وضوح آشکار نشد. این وقفه در بیان اصل دوم همچنین نشان‌دهنده فاصله‌ای از رویکردهای نظریه علمی سازنده مکتب ارلانگن است. عقل قرار نبود دقیقاً فهمیده شود و به عنوان مثال، به عنوان یک اصل یا معیار تعریف شود. عقل بیشتر فرهنگی بود که فرد در آن رشد می‌کرد، یک عمل اجتماعی که در آن داوری خود را پرورش می‌داد. احکام مفهومی مانند فرمول کانت: انسان به مثابه غایت فی نفسه به عنوان نظراتی بر بخش‌هایی از «دستور زبان» این فرهنگ عمل می‌کرد.

دو اصل اساسی

  • اولویت عقل عملی: کامبارتل معتقد بود که عقل عملی بر عقل نظری مقدم است. او استدلال می‌کرد که عقل عملی، که به عمل و تصمیم‌گیری مربوط می‌شود، پایه‌ای برای عقل نظری، که به شناخت و معرفت مربوط می‌شود، است.
  • عقل به‌عنوان فرهنگ: کامبارتل معتقد بود که عقل یک مفهوم فرهنگی است. او استدلال می‌کرد که عقل نه یک اصل یا معیار عینی، بلکه یک شبکه از مفاهیم و ارزش‌هایی است که در یک فرهنگ خاص شکل گرفته است.

تفاوت با مکتب ارلانگن

کامبارتل در زمینه فلسفه علوم طبیعی، از مکتب ارلانگن فاصله گرفت. او معتقد بود که عقل علمی را نمی‌توان به‌عنوان یک سیستم دقیق و منسجم تعریف کرد، بلکه باید آن را در زمینه کاربردهای عملی آن در نظر گرفت.

مفهوم شدت و دقت

کامبارتل بین «شدت» و «دقت» تمایز قائل می‌شد. او معتقد بود که شدت امری ضروری برای فلسفه است، زیرا فلسفه باید به مسائل واقعی زندگی پاسخ دهد. اما دقت امری فرعی است، زیرا فلسفه نمی‌تواند ادعا کند که به‌طور قطعی به مسائل پاسخ داده است.

معلمی

کامبارتل معلمی برجسته و تأثیرگذار بود. او بسیاری از فیلسوفان برجسته آلمانی را تربیت کرد، از جمله کریستوف دمرلینگ، گوتفرید گابریل، آنجلیکا کربس، توماس رنتچ، هانس یولیوس شنایدر، پرمین استکهلر-ویتهوفر و رینر ویمر.

نمونه‌هایی از کاربرد فلسفه کامبارتل

  • کار اقتصادی: کامبارتل در زمینه اقتصاد، به‌ویژه در زمینه اقتصاد سیاسی، کارهای مهمی انجام داد. او معتقد بود فلسفه می‌تواند کمک کند اقتصاد را به‌طور عادلانه‌تر و کارآمدتر سازماندهی کنیم.

  • مدل اجتماعی بازار اقتصادی: کامبارتل مدل اجتماعی بازار اقتصادی را پیشنهاد کرد که در آن، سرمایه‌گذاری توسط بانک‌ها به‌عنوان یک نهاد مستقل از دولت انجام می‌شود. این مدل برخلاف مدل سرمایه‌داری سنتی، به‌طور عادلانه‌تر به توزیع درآمد کمک می‌کند.

  • مفهوم صبر: کامبارتل معتقد بود صبر یک فضیلت اخلاقی است که به ما کمک می‌کند تا با شرایط غیرقابل‌کنترل زندگی کنار بیاییم.  حتی اگر همیشه آنچه را که می‌خواهیم به دست نیاوریم، صبر به ما امکان می‌دهد تا معنای زندگی را دریابیم.

آثار مهم

  • تجربه و ساختار (۱۹۶۸)
  • نظریه و توجیه (۱۹۷۸)
  • فلسفه جهان بشری (۱۹۸۹)
  • فلسفه و اقتصاد سیاسی (۱۹۹۸)
https://www.youtube.com/watch?v=GC_kiHZ74Mo