شب بیست و هفتم یا در واقع یک صبح ۲۸ اسفند بلیت…
دسته: داستان
داستانهایی نگاشته شده
خاطرات برگهای درخت توت در تاریکی شهریور
ساعت ۲:۳۶ دقیقه بود توی بالکن به سایه روشن برگهای پهن درخت…
یادداشت هفدهم آبان
برخی عادت دارند وقتی مثلاً با موبایل که حرف میزنند به تو…
یادداشت ۱۳ آبان
یادداشت ۱۱ آبان استاد استاد کلباسی هم رفت. سر صبح هنوز از…
یادداشت ششم آبان بیراه در راه بیراه
از دوم تا امروز که ششم آبان است یادداشتهای روزانه متوقف شد…
یادداشت سیام مهر- ساقی کو؟
ساقی کو؟ پس ساقی کو؟ هوا بالاخره کمی خنک شده. آخر مهر…
گفتن چیزی در وصف چیزی که نمیشود گفت…تن چیزی در وصف چیزی که نمیشود… که نمیشود…
همه چیز رنگ عوض کردهتا پیش از این همه چیز در همه…




