گفتن چیزی در وصف چیزی که نمیشود گفت…تن چیزی در وصف چیزی که نمیشود… که نمیشود…
همه چیز رنگ عوض کردهتا پیش از این همه چیز در همه مواقع سیاه بود. خوشحالی سیاه، غم سیاه جشنهایی در تاریکی وقتی چراغ ها را خاموش میکنی و عرق را پیک پیک بالا میروی سیاه بود. جشن هایی که در روشنایی وقتی چراغ ها را روشن می کنی و چایی را هورت میکشی سیاه…
