تغییرات آب و هوایی و راه حلها
پادکست «شو عزرا کلین» (The Ezra Klein Show) از رسانه نیویورک تایمز، در این قسمت به بررسی تحولات روز و روند گذار به انرژیهای تجدیدپذیر میپردازد. عزرا کلین، روزنامهنگار و تحلیلگر مطرح آمریکایی، در این گفتگو میزبان بیل مککیبن (Bill McKibben)، نویسنده، فعال سرشناس محیطزیست و بنیانگذار جنبشهای Third Act و 350.org است. موضوع اصلی این گفتگو، گذار شتابان جهان به سمت انرژیهای پاک و چالشهای سیاسی و اقتصادی پیش روی آن است.
در ادامه، ترجمه بخشی از گفتگو از دقیقه ۱۴:۰۰ بخشی که بیش از همه نظرم را جلب کرد و میتواند نویدی باشد برای بیرون رفتن از زیر سایه دولتها برای موضوع تامین انرژی (بحث درباره فناوری باتریها، گزارشها و مثال.شگفتانگیز پاکستان) قرار گرفته است:
عزرا کلین: اگر به ابعاد فنی نگاه کنیم، یکی از دغدغههای همیشگی نوسانپذیری تولید انرژیهای تجدیدپذیر و محدودیت باتریها در ذخیرهسازی است. باتریهایی که در مقیاس صنعتی داریم انرژی را برای مدت طولانی نگه نمیدارند و مدلسازان اقلیمی هم نگران این موضوع هستند. نگاه تو به این مسئله چیست؟
بیل مککیبن: اگر پنج سال گذشته دوران جهش باد و خورشید بود، پنج سال پیشرو دوران جهش فناوری باتریهاست. این تکنولوژی با سرعتی غیرمنتظره در حال پیشرفت است. امروز پکهای باتری بهراحتی میتوانند برق را تا ۸ ساعت (برای طول شب) ذخیره کنند. فناوریهای تازهتری مثل باتریهای مبتنی بر اکسیداسیون آهن (زنگزدگی آهن) برای دیتاسنترها در آمریکا یا حرکت چین از باتریهای لیتیمی به سمت باتریهای سودیومی (که پنجمین عنصر فراوان پوسته زمین است) مسائل را بسیار سادهتر و ارزانتر کرده است.
عزرا کلین: در تصویر کلان انرژی، گزارش اندیشکده Ember نشان میدهد که در سال ۲۰۲۵ خورشید به تنهایی پاسخگوی ۷۵ درصد از رشد تقاضای برق در جهان بوده و تجدیدپذیرها از زغالسنگ پیشی گرفتهاند. حتی تولید برق از سوختهای فسیلی در چین و هند برای نخستین بار افت داشته است.
بیل مککیبن: سرعت حرکت چین شگفتانگیز است، اما خبر مهمتر این است که این تحول اکنون به سایر نقاط جهان سرایت کرده است. نگاهی به پاکستان بیندازید؛ کشوری که شدیدترین آسیبها را از تغییرات اقلیمی دیده، اما به لطف مرز مشترک با چین، در ۱۸ ماه گذشته حجم باورنکردنی از پنلهای خورشیدی وارد آن شده است.
اگر تصاویر ماهوارهای گوگل ارث (Google Earth) از پشتبامهای شهرهایی مثل لاهور، کراچی یا اسلامآباد را بررسی کنید، چیزی که میبینید یک «دریای آبی از پنلهای خورشیدی» است. این یک پروژه دولتی نبود؛ مردم که از برق گرانقیمت و قطعیهای مداوم خسته شده بودند، پنلهای ارزانقیمت چینی را خریدند و با تماشای ویدیوهای آموزشی در یوتیوب و تیکتاک، خودشان آنها را روی پشتبامها نصب کردند.
پشتبامهای خورشیدی پاکستان در تصاویر ماهوارهای
در تصویر زیر، نمایی از گسترش متراکم پنلهای خورشیدی خانگی در شهارهای بزرگ پاکستان قابل مشاهده است؛ پدیدهای که در سالهای اخیر شکل ظاهر شهرها را از دید ماهوارهها تغییر داده است:
و ارزیابی ادعای مطرحشده درباره پاکستان
بررسی گزارشها و آمارهای بینالمللی نشان میدهد که اظهارات بیل مککیبن درباره انقلاب خورشیدی در پاکستان کاملاً با واقعیتهای میدانی همخوانی دارد:
طبق دادههای اندیشکده بینالمللی انرژی Ember و گزارشهای تحلیلی رسانههایی چون بلومبرگ و رویترز، پاکستان در فاصله سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ به یکی از بزرگترین واردکنندگان پنلهای خورشیدی چینی در جهان تبدیل شد. این کشور طی دو سال دهها گیگاوات ظرفیت خورشیدی وارد کرد که بیشتر آن به صورت «خورشیدی توزیعشده» (Distributed Solar) توسط خود مردم، کشاورزان و مالکان کارخانهها نصب گردید.
محرک اصلی این جهش بیسابقه، تورم شدید، افزایش چندبرابری تعرفههای برق دولتی و قطع مکرر شبکه برق بود. کاهش چشمگیر قیمت پنلهای ساخت چین به همراه دسترسی عمومی به آموزشهای ویدیویی در شبکههای اجتماعی (مانند یوتیوب و تیکتاک) سبب شد مردم بدون انتظار برای بوروکراسی دولتی، خودشان شبکه برق محلی خود را بسازند. تحلیل تصاویر ماهوارهای گوگل ارث نیز تایید میکند که تراکم آبیرنگ پنلها بر فراز محلات شهری و روستایی پاکستان اکنون از فضا کاملاً چشمگیر و ملموس است.
در نهایت نکته همانطور که در ویدئو اشاره میشود همین الان نیز اثرات بسته شدن تنگه هرمز روند جایگزینی با انرژیهای پاک را بسیار بیشتر -در تقریبا همه کشورهای آسیایی که از این روند آسیبهای بیشتری دیدهاند- سرعت بخشیده.
این میان نکته جالب روند رو به رشد استفاده از همین پنلها در ایران است.
ادامه دادن این سناریو امکانات جالبتر و هیجان انگیزتری را نمایان میکند مثلاً روستاهای دور افتاده بدون برق که ناگهان صاحب برق ارزان و جایگزین پذیر میشوند و از سوی دیگر امکان ساخت گلخانهها و توسعه کشاورزی با انرژی خورشیده و ساخت آب از هوا به جای استخراج آن از سفرههای زیرزمینی آنچه در ویدئو هم نمونههای اجرا شده آنها در آفریقا مثال زده میشود. کمتر کردن نیاز به و وابستگی به یک سیستم مرکزی توزیع غذا و انرژی که در نهایت به ایجاد دولتهای جبار و جنایتکار منتهی شود. بازگشت ساکنان گریخته از چنین محلهایی متروکه به سرزمینهاشان و نیاز کمتر برای تجمع بیش از اندازه در کلانشهر و زندگیهای عمودی بیرون از مقیاس. اینطور که من الان اینجا تصور کردم در مصاحبه نیز این تفکر بحث بسط و گفتگو میشود:
در دقیقه ۲۹ این گفتگو، بحث از جنبههای فنی انرژیهای تجدیدپذیر فاصله میگیرد و وارد یکی از مهمترین ابعاد آن میشود: چگونه فراوانی انرژی پاک میتواند ساختار قدرت، الیگارشی و سیاست جهان را دگرگون کند؟
در ادامه، ترجمه روان این بخش از گفتگو قرار گرفته است:
عزرا کلین: من میخواهم کمی در «فضای امکانپذیری» وقت بگذرانیم؛ درباره فراوانی انرژی پاک. وقتی به دنیایی فکر میکنی که انرژی پاک و بیکران در دسترس همه است، چه چیزی در آن دنیا وجود دارد که در دنیای امروز ما نیست؟
بیل مککیبن: راستش را بخواهی، فکر نمیکنم ما آمریکاییها در زندگی شخصیمان به انرژی بیشتری نسبت به الان نیاز داشته باشیم. ما همین حالا هم حجم عظیمی از انرژی را به اشکال عجیب مصرف میکنیم. لذت اصلی در تصور این است که انرژی پاک چطور میتواند یک دنیای سیاسی متفاوت برای ما بسازد.
اگر زندگی شما به منبعی وابسته باشد که فقط در چند نقطه محدود از زمین یافت میشود، کسانی که آن نقاط محدود را کنترل میکنند صاحب قدرتی بیحدوحصر میشوند. بزرگترین غولهای نفت و گاز آمریکا یعنی برادران کوک (Koch brothers) از ثروت بادآورده نفت برای فرسایش پایههای دمکراسی ما در سه دهه گذشته استفاده کردند. یا ولادیمیر پوتین؛ درآمدهای او از کازینوی هیدروکربنی، بودجه جنگ زمینی در اروپا در قرن ۲۱ را تامین کرده است. همینطور پادشاه عربستان سعودی. بنابراین، یکی از بزرگترین برکات انرژی پاک، «رها شدن از تمرکز قدرتی» است که سوختهای کثیف به مستبدان و الیگارشها دادهاند.
عزرا کلین: اما من کمی نسبت به این نگاه بدبین هستم. شکی نیست که الیگارشها و مستبدان ثروت خود را از سوختهای فسیلی گرفتهاند، اما آیا شی جینپینگ با تبدیل شدن چین به قدرت اول تکنولوژیهای الکتریکی قدرتش را از دست داده؟ یا ایلان ماسک به عنوان ثروتمندترین فرد جهان، خودش کارآفرین خودروهای پاک است…
بیل مککیبن: نکته اینجاست که مدل اقتصادی انرژی خورشیدی با نفت فرق دارد. چرا شرکتی مثل اکسانموبیل (ExxonMobil) وارد صنعت خورشیدی نشد؟ با اینکه دانشمندان خودش در دهه ۱۹۸۰ همهچیز را درباره تغییرات اقلیمی میدانستند! مدیرعامل اکسان چند سال پیش علناً گفت: «ما وارد این کار نمیشویم چون سود بالاتر از حد میانگین برای سهامدارانمان ندارد.» و حق با او بود؛ وقتی پنل خورشیدی را نصب میکنید، خورشید هر روز مجانی میتابد و برق میدهد. از دید غولهای نفتی، این احمقانهترین مدل کسبوکار در تاریخ است!
ارتباط سوختهای فسیلی با قدرتهای سیاسی و الیگارشی
ادعاهای مطرحشده توسط بیل مککیبن درباره ارتباط میان ثروت فسیلی و قدرت سیاسی مستبدان و الیگارشها، متکی بر اسناد و دادههای تاریخی معتبر است:
۱. نقش ثروت نفتی در سیاست آمریکا (برادران کوک و لابیهای نفتی):
برادران کوک (صاحبان امپراتوری پتروشیمی Koch Industries) طی چند دهه صدها میلیون دلار صرف شبکه پیچیدهای از اندیشکدهها، گروههای فشار و کمپینهای انتخاباتی کردند تا مانع تصویب مالیات بر کربن و قوانین حمایتی از انرژیهای پاک شوند. این جریان مالی نقش پررنگی در شکلگیری سیاستهای لغو مقررات اقلیمی در دوره دونالد ترامپ داشت.
درباره شروع پروپاگاندا و ایدئولوژی صاحبان پول در آمریکا و نحوه و چگونگی کارکرد اتاقهای فکر از این دست در ۴۰ سال گذشته بعد از بیرون افتادن ماجرای یادداشت پاول میتوانید اینجا را نگاهی بیندازید
۲. تامین مالی جنگها و رژیمهای مستبد (روسیه و عربستان):
بررسیهای اقتصادی نشان میدهد که بین ۳۰ تا ۵۰ درصد از بودجه فدرال روسیه مستقیماً از صادرات نفت و گاز تامین میشود. درآمد حاصل از فروش هیدروکربنها عملاً شریان اصلی تامین مالی ماشین جنگی ولادیمیر پوتین در اوکراین بوده است. در عربستان سعودی نیز ساختار قدرت مطلق آلسعود کاملاً متکی بر درآمد حاصل از شرکت ملی نفت آرامکو است که امکان کنترل کامل بر جامعه و اعمال نفوذ بینالمللی را فراهم میکند.
۳. پنهانکاری اقلیمی اکسانموبیل و سودآوری تجدیدپذیرها:
اسناد افشاشده از شرکت اکسانموبیل نشان داد دانشمندان این شرکت در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ پیشبینیهای فوقالعاده دقیقی از گرمایش زمین ناشی از سوزاندن نفت داشتند، اما مدیران شرکت این تحقیقات را پنهان کرده و بودجههای هنگفتی صرف تردیدافکنی عمومی کردند. دارن وودز (مدیرعامل فعلی اکسان) نیز در مصاحبهای رسمی تایید کرد که این شرکت سرمایهگذاری سنگینی روی ساخت برق تجدیدپذیر نمیکند، زیرا بازار انرژی خورشیدی به دلیل ماهیت منبع رایگان آن (نور خورشید)، سود انحصاری و حاشیه سود سرشاری مانند استخراج نفت ایجاد نمیکند.
در ادامه این گفتگو (از حدود دقیقه ۴۰)، بحث به تاریخچه جنبشهای اقلیمی، شکلگیری توافقنامه پاریس، موج جدید گرما در اروپا و سپس پدیده جوی النینو (El Niño) و نحوه تشدید گرمایش زمین میرسد.
ترجمه این بخش از مکالمه نیز در زیر میآید:بیل مککیبن: تاریخ جنبشهای اقلیمی همواره فراز و نشیب داشته است. بعد از دوران بوش و چینی، ال گور توانست دوباره توجهها را جلب کند، اما با شکست مذاکرات کوپنهاگ، موج اقلیمی افت کرد. سپس ما جنبش بزرگی ساختیم که اهمیت تغییرات اقلیمی را نشان داد و سرانجام به شکلگیری توافقنامه پاریس (Paris Accord) انجامید.
وقتی آن شتاب دوباره در حال فروکش کردن بود، گرتا تونبرگ و جنبش دانشآموزیاش ظاهر شدند و شرکتهای بزرگ لیست Fortune 500 را بهشدت ترساندند. حالا دوباره صدمات اقلیمی با سرعتی غیرقابل انکار در حال رخ دادن است؛ موجهای گرمای بیسابقهای که در اروپا رخ داد، عملاً در حال بازنویسی سیاست است و قربانیان زیادی گرفته است.
زمین در حال ورود به دورهای ۱۲ تا ۱۸ ماهه است که مشابه آن را در تاریخ خود ندیده است. پدیده النینو که در اقیانوس آرام در حال شکلگیری است، احتمالاً قویترین النینو در دورانی طولانی خواهد بود. این یعنی زمین دمایی را تجربه خواهد کرد که بشر تاکنون به چشم ندیده است.
عزرا کلین: خیلیها اسم النینو را شنیدهاند، اما میتوانی دقیقتر توضیح دهی که النینو اصلاً چیست و چطور عمل میکند؟
بیل مککیبن: النینو یک چرخه طبیعی و دورهای است که طی آن، حجم عظیمی از گرمای ذخیرهشده در اقیانوس آرام آزاد میشود و این فرآیند، دمای کل سیاره زمین را افزایش میدهد. نگرانکننده اینجاست که این گرما زمانی آزاد میشود که ما پیش از آن هم به شدت آسیبپذیر شدهایم.
ما گرمترین زمستان تاریخ را در غرب ایالات متحده پشت سر گذاشتیم. در کلرادو عملاً هیچ برفانباری وجود نداشت و آتشسوزیهای جنگلی بسیار زودتر از فصل همیشگی شروع شدند. وقتی گرمای آزادشده از النینو با گرمایش ناشی از گازهای گلخانهای ترکیب میشود، شاهد شتابگیری بیسابقه موجهای گرما، خشکسالی و آتشسوزیهای مهیب در سراسر جهان خواهیم بود.
توضیحاتی اندک درباره توافقنامه اقلیمی پاریس ۲۰۱۵: اهداف، روند و سرنوشت آن
فکر میکنم بعداً باید متن کامل و وضعیت کنونی آن را با جزییات کامل که مرتب به روز شود جایی همینجا ها بگذارم، فعلا کوتاه و کاربردی آن:توافقنامه اقلیمی پاریس (The Paris Agreement) که در دسامبر ۲۰۱۵ در جریان بیستویکمین کنفرانس اقلیمی سازمان ملل (COP21) با حضور ۱۹۵ کشور به تصویب رسید، مهمترین پیمان بینالمللی برای مهار گرمایش زمین در تاریخ محسوب میشود.
اهداف اصلی توافقنامه:
۱. محدود کردن افزایش دما: نگهداشتن میانگین افزایش دمای کره زمین در سطحی «بسیار کمتر از ۲ درجه سانتیگراد» نسبت به دوران پیش از صنعتیشدن و تلاش برای محدود کردن آن به ۱.۵ درجه سانتیگراد.
۲. مشارکتهای معین ملی (NDCs): هر کشور موظف شد برنامه اختصاصی خود برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای را تدوین و هر ۵ سال یکبار آن را بهروزرسانی کند.
۳. تامین مالی اقلیمی: کشورهای توسعهیافته متعهد شدند به کشورهای در حال توسعه برای گذار به انرژیهای پاک و مقابله با آثار تغییرات اقلیمی کمک مالی کنند.
وضعیت کنونی توافقنامه پاریس:
سرنوشت توافقنامه پاریس همواره تحت تاثیر تحولات سیاسی کشورهای بزرگ بهویژه ایالات متحده بوده است. دونالد ترامپ در سال ۲۰۱ دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۷ خروج آمریکا از این توافقنامه را اعلام کرد (که در انتهای سال ۲۰۲۰ اجرایی شد)، اما جو بایدن در نخستین روز کاری خود در سال ۲۰۲۱ مجدداً آمریکا را به این پیمان بازگرداند. با این حال، با بازگشت دوباره ترامپ به قدرت، سیاستهای اقلیمی آمریکا بار دیگر با عقبنشینی، لغو یارانههای انرژی پاک و خروج مجدد از معاهدات اقلیمی روبهرو گردید.
امروزه با وجود نوسانات سیاسی در ایالات متحده، توافقنامه پاریس همچنان چارچوب اصلی مذاکرات بینالمللی اقلیم باقی مانده است. با این وجود، گزارشهای علمی سازمان ملل و اندیشکدههای انرژی نشان میدهند که به دلیل کندی برخی کشورهای صنعتی در کاهش انتشار آلایندهها و همزمانی آن با پدیدههای حدید جوی مانند النینو، هدف نگهداشتن گرمایش زمین زیر ۱.۵ درجه سانتیگراد با چالشهای بسیار جدی و خطرناکی مواجه شده است.
دادههای مربوط به پاکستان در لینک زیر قرار دارد:
مقاله و معرفی کامل وضعیت پنلهای خورشیدی در پاکستان از سوی TransitionZero شرکت ساخت اپ برای پنلهای خورشیدی

