امروز داشتم با تبلتم ور میرفتم و بسیار لذت میبردم واقعا که یکهو یادم افتاد آدمای الدنگی بودند آنموقعها که مثلاً میگفتند به جای کتاب خواندن برو دنبال رابطه سکس داشته باش و از این چرندیات و اعصابم درهم و لذت زایل شد. چه و چقدر ادم پوک در زندگیهامان بودند واقعا و چقدر اثرات متعفنی از خود به جا گذاشتند. ورژنبه نظر یارو کولتر به جای کارها برو دنبال یک کاری و فکر نون باش که خربزه آبه.
خلاصه که امروز بعد از ظهر که در معیت دوستی کتاب هابرماس را میخواندیم لذتی بردم که آن الدنگ بازمانده در مغزم را آن طالبان را برای مدت خوبی بتوانم فرموش کنم. بخشی از لذت را اینجا به یادگار میگذارم.
“Wo Interessen kräftig verfolgt werden, da bildet sich auch eine Ideologie zu ihrer Beseelung, Verstärkung und Rechtfertigung, und diese ist, als ein unentbehrliches Stück des Lebensprozesses selbst, in dem das Handeln besteht, ebenso wirklich wie die >realen< Interessen selbst. Und andererseits: wo Ideen die Welt erobern wollen, brauchen sie den Vorspann der realen Interessen, die sie dann allerdings häufig mehr oder weniger von ihrem ursprünglichen Ziel ablenken oder sie auch sogar verändern und verfälschen können.”
«هرگاه منافع با قدرت دنبال شوند، ایدئولوژیای برای جان بخشیدن، تقویت و توجیه آنها شکل میگیرد. این ایدئولوژی، به عنوان بخشی جداییناپذیر از خودِ فرایند زندگی که در آن عمل صورت میگیرد، به اندازهی خودِ منافع “واقعی” واقعی است. و از سوی دیگر: هرگاه ایدهها بخواهند جهان را فتح کنند، به پیشقراول منافع واقعی نیاز دارند که اغلب این ایدهها را از هدف اولیهشان منحرف میکنند، یا حتی آنها را تغییر و تحریف میکنند.»
و در ادامه استاد میافزایند که این مکاتجرا ابتدا در عمل به صورت دوفاکتو و سپس در قالب قانون در جامعه خود را ظاهر میسازد.
دوفاکتو: واقعیت موجود در عمل دوفاکتو (de facto) اصطلاحی لاتین به معنای "در واقع" یا "در عمل" است. این اصطلاح در مقابل اصطلاح دو ژور (de jure) به معنای "بر اساس قانون" قرار میگیرد.
دوفاکتو در چه مواردی استفاده میشود؟ حکومتها و رژیمها: زمانی که یک حکومت یا رژیم، بدون داشتن مشروعیت قانونی کامل، قدرت را در دست داشته باشد و عملاً اداره کشور را بر عهده بگیرد، به آن حکومت یا رژیم دوفاکتو گفته میشود. قوانین و مقررات: قوانینی که اگرچه به صورت رسمی تصویب نشدهاند، اما در عمل اجرا میشوند و مردم از آنها پیروی میکنند، قوانین دوفاکتو هستند. وضعیتهای اجتماعی و اقتصادی: شرایطی که در واقعیت وجود دارند، اما به طور رسمی به رسمیت شناخته نشدهاند، وضعیتهای دوفاکتو نامیده میشوند. تفاوت دوفاکتو و دو ژور دوفاکتو: به وضعیتی اشاره دارد که در واقعیت وجود دارد، صرف نظر از اینکه از نظر قانونی صحیح باشد یا خیر. دو ژور: به وضعیتی اشاره دارد که از نظر قانونی صحیح و مشروع است، حتی اگر در عمل اجرا نشود. مثالهای دوفاکتو حکومت نظامی: یک حکومت نظامی که پس از یک کودتا به قدرت رسیده باشد، یک حکومت دوفاکتو است. زبان رایج: زبانی که اکثر مردم یک کشور به آن صحبت میکنند، حتی اگر زبان رسمی کشور نباشد، زبان دوفاکتو است. مرزهای بینالمللی: مرزهایی که به طور رسمی شناخته نشدهاند، اما مردم دو کشور از آنها به عنوان مرز بین دو کشور استفاده میکنند، مرزهای دوفاکتو هستند.
پادکست «شو عزرا کلین» (The Ezra Klein Show) از رسانه نیویورک تایمز، در این قسمت به بررسی تحولات روز و روند گذار به انرژیهای تجدیدپذیر میپردازد. عزرا کلین، روزنامهنگار و تحلیلگر مطرح آمریکایی، در این گفتگو میزبان بیل مککیبن (Bill McKibben)، نویسنده، فعال سرشناس محیطزیست و بنیانگذار جنبشهای Third Act و ۳۵۰.org است. موضوع اصلی…
راههای نرفته پروژهایست در دست تکمیل و ادامه خواهد داشت در بخشهایی که لیست آن را همینجا خواهم گذاشت. آکسیومها مسیرهایی هستند بر وجود مانده که چون ذات برنهاده میشوند. مسیرهایی میسازند که روندگان آن بسیارند آنطور که در بی پدیده بداهتی از آنچه حالا باید بروی تا انتخاب بین چند راهی، به نگر آورند….
سند تاریخی محرمانه یادداشت محرمانه: حمله به سیستم بازار آزاد آمریکا (متن کامل سند «یادداشت پاول» – ۱۹۷۱) تاریخ نگارش: ۲۳ اوت ۱۹۷۱ (August ۲۳, ۱۹۷۱) اول شهریور ۱۳۵۰ گیرنده: آقای یوجین بی. سیدنور جونیور (رئیس کمیته آموزش، اتاق بازرگانی ایالات متحده) فرستنده: لوئیس اف. پاول جونیور (وکیل ارشد و قاضی بعدی دیوان عالی آمریکا)…
مسالهای که عموما و از دوره افلاطون به آن اشاره شده و میشود اینکه یکچیز و مشخصا انسان کلیتیست متشکل از اجزایش یا کل و اجزا دو چیز متفاوتند؟ مثلا اینکه آیا انسان برساخته اعضایش است شامل اندام های متفاوت بدنش مانند دست و پا سر و معده و روده و قلب و …. میشود…
یادداشت سیام آبان احوالی از مهشید پرسیدم . خوب است به معنای همان که قبل بود. اینکه همین فجایعی که میکشیم به دوش، باقی بمانند و اضافه آنطور که کمرمان بشکند، نشوند، میشود روزگار خوبمان، هم از آن چیزهاییست که به وضعیت «خوب و عادی» ما معنا میشود. و البته که چاشنی گریز ناپذیر این…
روزگاری شد.توصیف ۴۵ سالگی حالا روزگاری ست در بی پناهی.اینگونه است که پیشقراولی باشی که از پشت سر دشمنانت سرزمینت را گرفتهاند و کیانا در تسخیر انسان و. تو از پیش در سرزمین دشمن و از پس دشمنان به سرزمینت و کسانت گروگانشان. چیزی بهتر ندارم بگویم در وصف.در جنگ حسی که از پیش از…