زبان چگونه تمدن ساخت؟ ساختار منطقی جهان اجتماعی به روایت جان سرل
درباره جان سرل
جان سرل (John Searle) از استادان فلسفه دانشگاه برکلی کالیفرنیاست که بخش عمده پژوهشهای خود را روی فلسفه زبان، فلسفه ذهن و هستیشناسی اجتماعی متمرکز کرده است. او پس از گسترش «نظریه کنشهای گفتاری» به این پرسش پرداخت که چگونه امر اعتباری و نهادهای انسانی از دل جهان مادی سر برمیآورند. از کارهای اثرگذار او میتوان به کتابهای ساخت واقعیت اجتماعی و ساختن جهان اجتماعی اشاره کرد.
پرسش پیشروی درسگفتار
جهان در بنیادیترین حالت خود از ذرات مادی، میدانهای نیرو و فرایندهای شیمیایی و زیستی تشکیل شده است. با این حال، انسانها در فضایی زندگی میکنند که پر از پول، دانشگاه، مرز، حقوق مالکیت و قوانین مدنی است. معمای مرکزی این درسگفتار چنین صورتبندی میشود: چگونه ساختارهای اعتباری و حقوقی جامعه انسانی، بدون آنکه خواص فیزیکی تازهای به ماده اضافه کنند، روی پایههای جهان فیزیکی بنا میشوند؟
سازوکار پیدایش دنیای نهادی
سرل برای تبیین این گذار، چند مفهوم فلسفی را به هم پیوند میزند:
۱. حیث التفاتی جمعی (Collective Intentionality)
حیث التفاتی یعنی توانایی ذهن در بازنمایی یا جهتگیری به سوی اشیا و امور جهان. انسانها از توانایی مشترکی برخوردارند که به آنها اجازه میدهد باورها و اهداف را در هیئت «ما» شکل دهند، نه صرفاً مجموعهای از «من»های مجزا. باور جمعی پایه هر همکاری سازمانیافتهای است.
۲. کارکرد جایگاهی (Status Function) و فرمول تحقق آن
ما به اشیای فیزیکی کارکردهایی نسبت میدهیم. گاهی این کارکرد مستقیماً به ویژگی مادی وابسته است (مانند سنگینی سنگ برای شکستن گردو). اما در جامعه، کارکردهایی داریم که هیچ ربطی به ویژگیهای فیزیکی ندارند. سرل فرمول منطقی این نسبتدهی را اینگونه مینویسد:
«X در بستر C، برابر با Y به شمار میآید» (X counts as Y in context C)
برای نمونه، تکهای کاغذ چاپشده (X) در قلمرو اقتصادی یک کشور (C)، معادل پنجاه هزار تومان (Y) تلقی میشود.
۳. قواعد قِوامبخش در برابر قواعد تنظیمی
قواعد تنظیمی، رفتاری را که پیشتر وجود داشته نظم میدهند؛ مانند قانون رانندگی از سمت راست که آمدوشد موجود را سازمان میدهد. در نقطه مقابل، قواعد قِوامبخش (برسازنده) رفتاری را خلق میکنند که پیش از آن قاعده اصلاً وجود نداشته است؛ مانند قوانین بازی شطرنج که بدون وجود آنها چیزی به اسم شطرنج در جهان مادی محقق نمیشود. نهادهای اجتماعی حاصل قواعد قِوامبخش هستند.
۴. جهت انطباق و گفتارهای اعلانی (Declarations)
نسبت میان زبان و جهان به دو صورت معمول برقرار میشود: در جملههای خبری، واژهها خود را با جهان تطبیق میدهند تا صادق باشند (کلمه-به-جهان)؛ در جملههای امری و وعدهها، انسان تلاش میکند جهان را با واژهها هماهنگ کند (جهان-به-کلمه). اما گونه ویژهای از گفتار وجود دارد که هر دو کار را همزمان انجام میدهد: «کنش اعلانی». وقتی قاضی میگوید «شما زن و شوهر هستید» یا نمایندهای اعلام میکند «جلسه پایان یافت»، با همان سخن گفتن، واقعیتی نو در جهان عینی خلق میشود.
۵. توانشهای تکلیفی و دلایل ناوابسته به تمایل شخصی
وقتی یک کارکرد جایگاهی ایجاد شد، حقوق، وظایف و تعهدات ناشی از آن متولد میشوند. ارزش این توانشها در جامعه در این است که «دلایلی برای کنش ایجاد میکنند که به تمایل لحظهای فرد وابسته نیستند». افراد بر پایه التزام نهادی عمل میکنند، نه صرفاً بر پایه گرایش، خواهش یا ترس غریزی.
مقایسه دو لایه از واقعیت
| معیار تمایز | امور واقع طبیعی (Brute Facts) | امور واقع نهادی (Institutional Facts) |
|---|---|---|
| وابستگی به باور | مستقل از ذهن، باور و اراده انسان | وابسته به توافق جمعی و بازنمایی زبانی |
| سرشت مادی | خواص بیوفیزیکی و شیمیایی صرف | بار شدن اعتبارات هنجاری روی حامل فیزیکی |
| نمونهها | سنگینی آهن، مدار زمین، باران | اسکناس، گذرنامه، عقدنامه، شرکت تجاری |
مراحل ساختهشدن ساختارهای اجتماعی
شکلگیری این نظام منطقی را میتوان در گامهای زیر خلاصه کرد:
- پایه طبیعی: وجود ذرات مادی و موجودات زیستی دارای هوشیاری و حیث التفاتی.
- اشتراک ذهنی: شکلگیری حیث التفاتی جمعی میان انسانها برای هماهنگی رفتاری.
- ابزار زبانی: بهرهگیری از گفتارهای اعلانی به منظور وضع کارکردهای تازه برای اشیا یا اشخاص.
- نهادینگی: جای گرفتن این روابط در قالب فرمول «X در بستر C معادل Y است».
- قانونمندی و الزام: تولید وظایف و تعهدات الزامآور که مبنای نظم سیاسی و اقتصادی میشوند.
چند نمونه برای روشنتر شدن بحث
تکه کاغذ در برابر پول اعتباری: روی پولهای کاغذی اغلب نوشته میشود که این برگه برای پرداخت دیون معتبر است. سرل یادآوری میکند که کاغذ یا اعدادی که روی نمایشگر بانک میبینیم هیچ تمایز فیزیکی نجاتبخشی ندارند؛ تنها یک کنش رسمی زبانی، پشتوانه این ارزش است و همین که پذیرش جمعی متوقف شود، آن کاغذ به خاصیت فیزیکی اولیهاش یعنی سلولز بازمیگردد.
دیوار کهن و دگرگونی کارکرد: دیواری بلند دور یک قلعه کشیده میشود تا دشمن نتواند از آن بگذرد؛ در این حالت، مانع کاملاً فیزیکی است. با گذشت سدهها، دیوار فرومیریزد و تنها رج کوتاهی از سنگ روی زمین باقی میماند. با اینکه این سنگها هیچ جلوی ورود کسی را به شکل فیزیکی نمیگیرند، ولی افراد از آن پا فراتر نمیگذارند، چون آن خط سنگ را مرز معتبر و حریم قانونی میشناسند. مانع فیزیکی جای خود را به کارکرد جایگاهی داده است.
تعهد سخنرانی و عمل مستقل از میل: سرل توضیح میدهد که وقتی دعوت این سخنرانی را ماهها قبل با جمله «من میآیم» پذیرفت، یک التزام هنجاری خلق کرد. در صبح روز سفر، خستگی یا خوابآلودگی ممکن است تمایل شخصی ایجاد کند که در خانه بماند، اما تعهد کلامی برای او دلیلی برای برخاستن و رفتن به فرودگاه میسازد؛ دلیلی که مستقل از تمایل آن لحظه کار میکند.
در نهایت منظور او از این تحلیل آن است که تمدن پدیدهای ورای طبیعت یا حاصل سازوکاری پیچیده از جنس فیزیک نیست؛ تمدن متکی بر ساختاری منطقی و گزارهای است که به کمک زبان ساخته میشود. انسانها با بهرهگیری از حیث التفاتی جمعی و افعال اعلانی، به جهان مادی کارکردهای تازهای میافزایند، حقوق و تکالیف وضع میکنند و از این راه، سامانههای پایداری چون اقتصاد، قانون، اخلاق و سیاست را سامان میدهند.
