شعری برای بقا بی از غریزه
خاصیت عجیب شعر را فراموش کرده بودم . انگار که زنده بودن را و نفس کشیدن را و حس کردن هوای خنک را با بوی خاک نم خورده. خنکی جنگلهای تنک را و کوچههای باریک خلوت را با ساباتهایی روی دیوارهایش. ملایمت را مثل شکوفههایی که میکفند در تاریکی. شما مرا نمیشناسید و حیاط خانهام…
