خاطرات برگهای درخت توت در تاریکی شهریور
ساعت ۲:۳۶ دقیقه بود توی بالکن به سایه روشن برگهای پهن درخت توت توی حیاط تاریک زیر نور اندک ستارگان در آسمان بدون ماه خیره شده بودم که باد انها را تکان میداد و انگار سایهها شعلههایی تاریک بودند که زبانه میکشیدند. هدفون را از گوش راست به چپ عوض کردم و روی سنگ خنک…
